تبليغاتX
دل را لای دستمال کاغذی پیچیده ام ...


دل را لای دستمال کاغذی پیچیده ام ...

زیستن دچار اضطراب بودن است(هایدیگر).

تو می دانی ؟

من کجای راه ،کفشم پاره شد

و برعکسِ سهراب،

پایم به سوراخش هیچوقت عادت نکرد

 

                           *********

من به راهی می اندیشم

راهی که از تو دورم نکند

راهی که اگر اتوبوسش غریب باشد

لااقل 

مسافرش آشنا

....

 

نوشته شده در 87/05/20ساعت 19:42 انگشتان سارا رهگذر| |


Design By : Night Skin